هلالاحمر؛ از «دست» تا «ذهن» | چرا امداد فقط به معنای واکنش به بحران نیست؟
آیا وظیفه هلالاحمر تنها زمانی آغاز میشود که حادثهای رخ داده باشد؟ یا میتوان با اندیشیدن، مطالعه و شناخت ریشههای بحران، پیش از وقوع حادثه برای کاهش آسیبها اقدام کرد؟
میزگرد «هلالاحمر؛ از دست تا ذهن» با حضور یاسر احمدوند، قاسم پورحسن و ابراهیم اکبری دیزگاه به یکی از پرسشهای بنیادین درباره آینده فعالیتهای امدادی میپردازد: چرا در کنار تجربه گسترده عملی هلالاحمر، به یک پشتوانه نظری و فکری منسجم نیاز داریم؟
در این میزگرد تأکید میشود که فعالیتهای هلالاحمر در طول سالهای گذشته بیشتر بر «عمل» و پاسخ به حوادث متمرکز بوده و حوزه مفاهیم نظری و نظریهپردازی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در حالی که بسیاری از بحرانها، پیش از آنکه در میدان به یک حادثه تبدیل شوند، در عرصه اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی شکل میگیرند و میتوان با مطالعه و آیندهنگری از شدت آنها کاست.
قاسم پورحسن در این گفتوگو بر ضرورت تفکیک «حادثه» از «فاجعه» و مطالعه ابعاد اجتماعی بحرانها تأکید میکند. از نگاه او، بحران میتواند زمینهای برای آشکار شدن همبستگی و سرمایه اجتماعی باشد، اما اگر جامعه سرمایه اجتماعی و اعتماد خود را از دست داده باشد، یک حادثه میتواند به فاجعهای گستردهتر و حتی زمینهساز فروپاشی اجتماعی تبدیل شود. او همچنین یادآور میشود که سرمایه اجتماعی یکشبه ساخته نمیشود و حاصل یک فرایند طولانی و تدریجی است.
یکی از نکات قابل تأمل این بخش، توجه به تجربههای مردمی در زمان بحران است؛ از جمله باز شدن خانههای مردم به روی سیلزدگان. پرسش اساسی این است که چرا انسانها در شرایط بحرانی گاه حاضر میشوند از منافع شخصی خود عبور کنند و به دیگران یاری برسانند؟ پاسخ به این پرسش، میتواند بخشی از مبانی نظری فرهنگ امداد و یاریگری را روشن کند.
در ادامه، بر اهمیت مطالعات نظری در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی تأکید میشود. نمونههایی مانند تغییر نگاه به اعتیاد در برخی کشورها نشان میدهد که تغییر در فهم یک مسئله میتواند به تغییر در شیوه مواجهه با آن و در نهایت کاهش آسیب منجر شود. همین رویکرد را میتوان در مواجهه با بحرانهایی مانند سیل، زلزله، شهرنشینی و حتی پیامدهای روانی و اجتماعی از دست دادن خانه نیز به کار گرفت.
ابراهیم اکبری دیزگاه نیز با طرح تعبیر «از دست به ذهن» معتقد است هلالاحمر برای آینده خود باید از یک نهاد صرفاً واکنشگرا به نهادی آیندهنگر تبدیل شود؛ نهادی که تنها پس از فروریختن خانه به فکر آواربرداری نباشد، بلکه بتواند از سالها قبل درباره چرایی ناایمن بودن آن خانه، ساختارهای اجتماعی و عوامل ایجاد بحران بیندیشد.
از همین منظر، تأسیس اندیشکده هلالاحمر در این میزگرد نه یک فعالیت تجملی یا صرفاً دانشگاهی، بلکه ضرورتی برای پیوند میان تجربه میدانی و تفکر بنیادین معرفی میشود؛ محلی برای مطالعه بحرانهای آینده، بررسی مسائل انسانی و اجتماعی امداد، تولید نظریه و تبدیل تجربههای میدانی به دانش قابل استفاده.
در این گفتوگو همچنین بر نقش آموزش، فرهنگ و رسانه در ساختن جامعهای آمادهتر برای بحران تأکید شده است. از نگاه مطرحشده در میزگرد، آموزش اندیشیدن و زندگی اجتماعی باید از کودکی آغاز شود و رسانههای هلالاحمر نیز میتوانند از ابزارهایی مانند پادکست و محتوای ویدئویی برای ایجاد فهمی تازه از زندگی، مسئولیت اجتماعی و فرهنگ یاریگری بهره بگیرند.
در نهایت، پیام اصلی میزگرد را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: آینده امداد، فقط به تجهیزات و توان عملیاتی وابسته نیست؛ به توانایی ما برای اندیشیدن درباره انسان، جامعه و بحران نیز وابسته است.
اگر میخواهید با ابعاد نظری و اجتماعی این دیدگاه و پیشنهادهای مطرحشده برای تأسیس اندیشکده هلالاحمر بیشتر آشنا شوید، متن کامل میزگرد «هلالاحمر؛ از دست تا ذهن» را در شماره جدید فصلنامه «مهر و ماه» بخوانید.
نسخه الکترونیکی شماره دوم